جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۷۷ از ۸۳۵
- بخش ۳۷ - رمله، عسقلان، طینه، تنیس ناصرخسرو قبادیانی… ارهای نیکو و دو جامع در آن جاست. به قیاس ده هزار دکان در آن جا باشد و صد دکان عطاری باشد. و ان جا در تابستان در بازرها کشگاب فروشند که شهری گرمسیر است و رنجوری بسیا باشد. و آن جا قصب رنگین بافند از عمامهها و وقایهها و …
- بخش ۱۱۸ - صف نود و چهارم ناصرخسرو قبادیانی… نشود آن کس پیغمبر نشودو مثال این حال اندر مطبوعات پیداست ، چنانک اگر صد سال مهر بر چوبی همی تابد آن چوب سوخته نشود بقوت آفتاب ولکن چون آفتاب اندر بلور گذرد تا از آبینه ژوف رویی باز افتد در وقت آن چوب که برابر آن باشد آت …
- بخش ۵۳ - صف چهل و یکم ناصرخسرو قبادیانی… اهای عالم جسمانی بر یک مردم جمله کنی تا همه قوت خویش بدان یک تن رساند صد سال اندر آن یک تن از آن سرما آن رنج نبیند که بیک دم زدن از رنج سرمای قیامت بیند، و حال گرمای قیامت هم برین جمله قیاس باید کردن، ولکن ما خواستیم تا …
- شمارهٔ ۱۸ - مطلع دوم (منطق الطیر) خاقانی شروانیذرهٔ خاک درش کار دوصد دره کردراند بران آفتاب بر ملکوت احتساب
- شمارهٔ ۳۰ - در مدح جلال الدین الخزاری خاقانی شروانیاین دو طفل هندو از بام دماغبر در صدرش به مولائی فرست
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح خواجه همام الدین حاجب و یاد کردن از مرگ منوچهر خاقانی شروانیاخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشتغدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست
- شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع میکردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرود خاقانی شروانیگوی من صد پی از آن سوی سر میدان شدگرچه با گوی به میدان شدنم نگذارند
- شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوم خاقانی شروانیبل که تا حکمش دمیده صور عدل اندر جهاناز زمین ملک صد نوشیروان انگیخته
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - قصیده وحشی بافقیگر از عرش اعلا شود زاغ کیوانز صد پایه برتر ز عالی مکانی
- شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی وحشی بافقیشدندی صد بیابان بیش در پیشبه تندی از صدای سینه خویش
- نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن وحشی بافقیبزرگان را به سوی خویشتن خواندبه صف در صد گاه خویش بنشاند
- بخش ۱۴ - در حضور رسالت مآب شب سه اپریل م که در دارالاقبال بهوپال بودم سید احمد خانرا در خواب دیدم فرمودند که از علالت خویش در حضور رسالت مآب عرض کن اقبال لاهوریبهر یک نان نشتر «لا و نعم»منت صد کس برای یک شکم
