جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۴۹۵ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بیزجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند جلال الدین محمد مولویشمع را هنگام خلوت زود کشتماند هندو با چنان کنگ درشت
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویدو چشم خویشتن در غیب دردوزکه تا آنجا روی، اینجا نمانی
- بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح جلال الدین محمد مولویشبههای انگیزد آن شیطان دوندرفتند این جمله کوران سرنگون
- بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده جلال الدین محمد مولویچشم تو روشن شود پایت دوانجسم تو جان گردد و جانت روان
- بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة جلال الدین محمد مولویبس صفای بیحدودش داد اووانگه از ظلمت ضدش بنهاد او
- بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش جلال الدین محمد مولویدر ره آمد بعد تأخیر درازتا به گوش شیر گوید یک دو راز
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویچون از دم او پر شد و از دو لب او مستتنگ آمد و مستانه، برآورد علالا
- چهارم جلال الدین محمد مولویعشق را در ملکوت دو جهان توقیعستشرح آن می نکنم زانک گه ترجیعست
- بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی جلال الدین محمد مولویآن بز کوهی بر آن کوه بلندبر دود از بهر خوردی بیگزند
- بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بیمرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ جلال الدین محمد مولویتا نشوید خلطهاات از دواکی رود شورش کجا آید شفا
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویای خلیل اینجا شرار و دود نیستجز که سحر و خدعهٔ نمرود نیست
- بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید جلال الدین محمد مولویخلق را دو دیده در خاک و مماتصد گمان دارند در آب حیات
