جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۵۰۸ از ۵۲۵
- بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی نظامی گنجویزن راست نبازد آنچه بازدجز زرق نسازد آنچه سازد
- شمارهٔ ۳ جامیدر مزرع سلوک ز باران فیض اوتخم ارادت همه در نشو و در نماست
- بخش ۵۵ - در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدن جامیز زرین خوان زمینش مطرح خورز سیمین کاسه ها برجی پر اختر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ ناصرخسرو قبادیانیدهقانش یکی فاضل و معروف بزرگ استدر باغ مشو جز که به دستوری دهقان
- بخش ۳ - قصیده احمد بن حسن جرجانی ناصرخسرو قبادیانیهوا زروی حقیقت از آب تر ترستزروی طبع بتری هوا شدست مشار
- گفتار بیست و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… د الله اکبر اشارت کرده باشد که خدایتعالی از ده حدود جسمانی و روحانی بزرگتر است یعنی دیدنی نیست چون این دو گونه خلق و بهدست راست پنج انگشت است مر آن عالم را خواهد و پنج حدود روحانی را و به دست چپ نیز پنج انگشت است مر ا …
- شمارهٔ ۱ - در وعظ و حسن تخلص به نعت پیغمبر اکرم و تخلص به مدح ناصر الدین ابراهیم خاقانی شروانیبه غفلت گر ز خاقانی گناهی در وجود آمدبه استغفار آن خرده بزرگی عذر خواه اینک
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده خاقانی شروانیتقطیع او و ازرق گردون ز یک شعارتسبیح او و عقد ثریا ز یک نظام
- شمارهٔ ۱ - مجلس اول سعدی شیرازی… صیت راجح نیاید، او را بگوی که رخت برگیر و راه دوزخ گیر. عظیم وعیدی و بزرگ تهدیدی که مر عاصیان امت احمد راست. عمر عزیز خود را به حبهای حرام فروخته، و خرمن بر آتش معصیت سوخته، و بیقیمت به قیامت آمده. دلیل این کلمه را مثا …
- یازدهم جلال الدین محمد مولویبیا ای عشق بیصورت، چه صورتهای خوش داریکه من دنگم در آن رنگی، که نی سرخست و نه زردی
- بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره جلال الدین محمد مولویآن بزرگین گفت ای اخوان منز انتظار آمد به لب این جان من
- بخش ۱۹ ابوالقاسم فردوسیسه دیگر چو بفروخت خورشید تاجزمین زرد شد کوه و دریا چو عاج
