جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۳۷ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ جلال الدین محمد مولویمرا خود جان و دل بهر تو بایدکه قربان تو باشد ای نکوکار
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ جلال الدین محمد مولویهمیبینم رضایت در غم ماستچگونه گردد این بیدل ز غم سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۰ جلال الدین محمد مولویکس دید دلی که دل نداردبا جان فنا به تیغ جان دار
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۳ جلال الدین محمد مولویهر دل که نسیم من بر او زدشد گلشن و گلستان پرنور
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ جلال الدین محمد مولویای کرده ز دل مرا فراموشآخر چه شود مرا به یاد آر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۸ جلال الدین محمد مولویای عدل تو کرده چرخ را سبزوی لطف تو کرده باغ را سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ جلال الدین محمد مولویگفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابرتا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۶ جلال الدین محمد مولویبیکراهت محو گردد جان اگر بیند که اوچون زرِ سرخست خندان دل درونِ آن شرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۳ جلال الدین محمد مولویچشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیرگر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ جلال الدین محمد مولویساعتی بیرونیان را میربود از عقل و دلساعتی اهل حرم را میببرد از هوش و کار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ جلال الدین محمد مولویهر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسیمرگ جانبخش شود بلک ز جان دلجوتر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۷ جلال الدین محمد مولوییک فسون خوان صنما در دل مجنون بردمغنجهای چو صبی را نه صبا اولیتر
