جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۵۶۰ از ۹۹۶
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویآن گُل سُرخست تو خونش مخوانمستِ عقلست او تو مجنونش مخوان
- بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند جلال الدین محمد مولویبا گِل انداینده اسگالید گِلدست کاری میکند پنهان ز دل
- بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود جلال الدین محمد مولویجزوها را رویها سوی کُل استبلبلان را عشق با روی گُل است
- بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی جلال الدین محمد مولویتا حدث در گلخنی شد نور یافتدر در و دیوار حمامی بتافت
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویبی تماشای صفتهای خداگر خورم نان در گلو ماند مرا
- بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیهالسلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان جلال الدین محمد مولویترک آن گیرید گر ملک سباستکه برون آب و گل بس ملکهاست
- بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی جلال الدین محمد مولوییعنی ای شاهان شفاعت کین لئیمسخت در گل ماندش پای و گلیم
- بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید جلال الدین محمد مولویور رسد خاری چنین اندر قدمکه رود گل یادگاری بایدم
- بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد جلال الدین محمد مولویتا شوی چون بوی گل با عاشقانپیشوا و رهنمای گلستان
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویعورتی را زهره کردن مسخ بودخاک و گل گشتن نه مسخست ای عنود
- بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست جلال الدین محمد مولویچونک گل بگذشت و گلشن شد خراببوی گل را از که یابیم از گلاب
- بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر جلال الدین محمد مولویشرمم آمد گشتم از نامت خجلورنه آسانست نقل مشت گل
