جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۶۵ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ جلال الدین محمد مولویبگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردیزهی طوق و زهی منصب که هست آن سلسله داری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویدر این دل موجها دارم سر غواص میخارمولی کو دامن فهمی سزاوار گهرباری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ جلال الدین محمد مولویپس آنگه دیده بگشایند جمال عشق را بینندهمه حکم و همه علم و همه حلم است و غفاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ جلال الدین محمد مولویگهی سودای استادی گهی شهوت درافتادیگهی پشت سپه باشی گهی دربند سالاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ جلال الدین محمد مولویگهی در صورت آبی بیایی جان دهی گل راگهی در صورت بادی به هر شاخی درآویزی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ جلال الدین محمد مولویچو گریان بود آن یعقوب کنعان از پی یوسفبشارت آمدش ناگه از آن خوش روی خوش نامی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ جلال الدین محمد مولویچون نگه کردم چه دیدم آفت جان و دلیای مسلمانان ز رحمت یاریای یارانهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ جلال الدین محمد مولویچه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآیدچو کند درون آتش هنر و گهرنمایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۳ جلال الدین محمد مولویحرام باشد یاد کسی به هر دو جهاناز آن گهی که تو اندر ضمیر و دل یادی
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۷ جلال الدین محمد مولویگهر سنگ بود وز تو گشت گوهرعطا کن، عطا کن، که بحرِ عطایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویآهوی مشک ناف من برهدناگه از دام چرخ مکاری
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویعاشقان آنگه شراب جان کشندکه به دست خویش خوبانشان کُشند
