جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۵۷۵ از ۵۸۰
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ پروین اعتصامیگر پنبه شوی، آتشت زمین استور مرغ شوی، روبهت زمان است
- شمارهٔ ۱۸ - مطلع دوم (منطق الطیر) خاقانی شروانیژاله بر آن جمع ریخت روغن طلق از هواتا نرسد شمع را زآتش لاله عذاب
- شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران خاقانی شروانیاز بس که جرعه بر تن افسردهٔ زمینآن آتشین دواج سراپا برافکند
- شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین خاقانی شروانیدر سفال خم آتشی است که هستعقل حراق او و روح شرار
- نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن وحشی بافقیبه دل کردش بدانسان آتشی کارکه میکاهید هر دم شمع کردار
- بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویاین به من بگذار که استادم درینگر تقاضاگر بود هر آتشین
- بخش ۲۶ - یاد کردن قلم و خاصیت او و آنچه واجب آید درباره او خیام نیشابوری… لبد بوَد و چون به قلم باز بسته شود با کالبد گردد و همیشه بماند. و چون آتشی است که از سنگ و پولاد جهد و تا سوخته نیابد نگیرد و چراغ نشود که ازو روشنایی یابند. و مامون خلیفه گفت « لله در القلم، کیف یجول راسی المملکه، یخدم …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ عطار نیشابوریگر خصم بالشی کند از آب و آتشمبر خاکش افکنم خوش و چون آب بگذرم
- (۶) حکایت یوسف و ابن یامین علیهما السلام عطار نیشابوریجهانی آتشش بر جان نشستهمیان کلبهٔ احزان نشسته
- بخش ۵۵ - آگاهی یافتن قیصر از آمدن خسرو عطار نیشابوریز هجران آتشش بر فرق میشددراب چشم هر دم غرق میشد
- بخش ۶۶ - رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به روم عطار نیشابوریز دنیا میدواند تا بآتشبلا به جان کن ای عیش تو ناخوش
- بخش ۱۲ - کشتن بهرام اژدها را و گنج یافتن نظامی گنجویآتشی کرده با گیا خویشیگلرخی در پلاس درویشی
