جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۸۳ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۷۶ صائببر سرِ گنج است صائب پای من، تا کرده امچون صدف گنجینهٔ گوهر، کفِ افسوس را
- غزل شمارهٔ ۷۸ صائبچون صدف هر کس به غورِ بحرِ خاموشی رسیدکاسهٔ دریوزهٔ سیماب سازد گوش را
- غزل شمارهٔ ۸۰ صائبحاصلی غیر از جگر خوردن ندارد راستینان به خون تر میشود صبحِ صداقتکیش را
- غزل شمارهٔ ۸۱ صائباز صفای دل نباشد حاصلی درویش رانان به خون تر میشود صبحِ صداقتکیش را
- غزل شمارهٔ ۸۵ صائبچون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا،برنیارم ز آستین دستِ سؤالِ خویش را
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ صائباشکِ نیسانم، گدایی دارم از بحرِ گهرچون صدف دامانِ پاکی، تا گهر سازد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ صائبمیکنم پهلو تهی از قرب، تا کی چون صدفچربی پهلوی گوهر، استخوان سازد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ صائبتیغ بر فرقم زنند و گوهر از دستم برندچون صدف شد دشمن جان گوهر رخشان مرا
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ صائبغافلان را گوش بر آواز طبل رحلت استهر تپیدن قاصدی باشد دل آگاه را
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ صائباز مروت نیست چیدن غنچه نشکفته راچون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ صائبهست یک نسبت به نیک و بد دل بی کینه رانیست صدر و آستانی خانه آیینه را
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ صائبدیدن روی عرقناک تو در بزم شرابچون صدف سازد پر از در ثمین آیینه را
