دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را
مرد می باید نگه دارد عنان آه را!
۱غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است
هر تپیدن قاصدی باشد دل آگاه را
۲عشق مستغنی است از تدبیر عقل حیله گر
شیر کی سازد عصای خود دم روباه را؟
۳چون شود هموار دشمن، احتیاط از کف مده
مکرها در پرده باشد آب زیر کاه را
۴خودنمایی پرده برمی دارد از بالای جهل
نیست عیبی در نشستن جامه کوتاه را
۵یوسف از مصر غریبی شکوه کافر نعمتی است
یادداری جامه خود کرده بودی چاه را!
۶بر تهی آغوشی خود گریه صائب می کنم
چون ببینم هاله در آغوش گیرد ماه را
۷