هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را
مومیایی از شکست خویش باشد ماه را
۱پرده دار نقص شد کوته زبانی ها مرا
جامه کوتاه، رعنا می کند کوتاه را
۲حرف می آید به دشواری برون از خامه ام
قیمت کم کرد بر یوسف گوارا چاه را
۳گرچه از خوابیدگی پایان ندارد راه عشق
می توان کوتاه کرد از پیچ و تاب این راه را
۴گر چنین بر گرد رخسار تو خواهد گشت خط
هاله خواهد بر کمر زنار گشتن ماه را
۵جذبه توفیق خواهی، در سبکباری بکوش
کهربا با دانه نتواند ربودن کاه را
۶شمع ها را گرچه باد صبح می سازد خموش
می کند روشن نسیم صبح شمع آه را
۷قامت خود صائب از بار عبادت حلقه ساز
باز اگر خواهی به روی خود در الله را
۸