جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۹۰ از ۱٬۰۳۶
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ جلال الدین محمد مولویچونک سحرست نتانیم مگر یک حیلهبرویم از کف او نزد خداوند کبار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ جلال الدین محمد مولویاز آن شراب که گر جرعهای از او بچکدز خاک شوره بروید همان زمان گلزار
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ جلال الدین محمد مولویجهان گر رو ترش دارد چو مه در روی من خنددکه من جز میر مه رو را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ جلال الدین محمد مولویشب گشت ای شاه جهان چشم و چراغ شب روانای پیش روی چون مهت ماه سما آویخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ جلال الدین محمد مولویگهی از روی خود داده خرد را عشق و بیصبریگهی از چشم خود کرده سقیمان را مسیحایی
- بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن جلال الدین محمد مولویمن نبینم روی خود را ای شمنمن ببینم روی تو تو روی من
- بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد جلال الدین محمد مولویخانهٔ بیزینهار و جای تنگکه درو نه روی میماند نه رنگ
- بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش جلال الدین محمد مولویگر ز درویشی دلم از صبر جستبهر خویشم نیست آن بهر تو است
- بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بیزجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند جلال الدین محمد مولویروز رویت روی خاتونان ترکیر زشتت شب بتر از کیر خر
- سیو سوم جلال الدین محمد مولویدو چشم خویشتن در غیب دردوزکه تا آنجا روی، اینجا نمانی
- بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول جلال الدین محمد مولویبر خیالش گر روی تا اصل اونی چو عباد خیال تو به تو
- بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک جلال الدین محمد مولوینام شهری گفت و زان هم درگذشترنگ روی و نبض او دیگر نگشت
