جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۹۶ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ جلال الدین محمد مولویمرا معشوق پنهانی چو خود پنهان همیخواهدوگر نی رغم شب کوران عیان همچون قمر باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ جلال الدین محمد مولویزآن غمزهٔ مست تو، زآن جادو و جادوخوخیره شده هر دیده، نادان هم و دانا هم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ جلال الدین محمد مولویخونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوستدر میان خون خود چون طفلک خون خوارهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ جلال الدین محمد مولوینه چو گردون نه چو چرخم نه چو مرغم نه چو فرخمنه چو مریخ سلح کش نه چو مه نیمه وزیرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ جلال الدین محمد مولوینیست غمگین و پراندیشه و بیهوشی جویتا من او را به می و رطل گران بفریبم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ جلال الدین محمد مولویچو بگفتم نبرم سر سر من گفت آمینچون غمش کند ز بیخم پس از آن روییدم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ جلال الدین محمد مولویای گوش من گرفته توی چشم روشنمباغم چه می بری چو توی باغ و گلشنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ جلال الدین محمد مولویبه دار ملک ملاحت لبش چو غماز استکه بنگرید نصیب مرا که دربانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ جلال الدین محمد مولوییک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشیپیشِ چراغم میکشی تا وا شود چشمانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ جلال الدین محمد مولویسرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهانویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا و دین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ جلال الدین محمد مولویای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار منای دلبر و دلدار من، ای محرم و غمخوار من
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ جلال الدین محمد مولویدریا نباشد قطرهای با ساحل دریای جانشادی نیرزد حبهای در همّت غمناک من
