ای گوش من گرفته توی چشم روشنم
باغم چه می بری چو توی باغ و گلشنم
۱عمری است کز عطای تو من طبل می خورم
در سایه لوای کرم طبل می زنم
۲می مالم این دو چشم که خواب است یا خیال
باور نمیکنم عجب ای دوست کاین منم
۳آری منم ولیک برون رفته از منی
چون ماه نو ز بدر تو باریک می تنم
۴در تاج خسروان به حقارت نظر کنم
تا شوق روی توست مها طوق گردنم
۵با ماهیان ز بحر تو من نزل می خورم
با خاکیان ز رشک تو چون آب و روغنم
۶گرچه ز بحر صنعت من آب خوردنی است
چون ماهیم نبیند کس آب خوردنم
۷گر ناخن جفا بخراشد رگ مرا
من خوش صدا چو چنگ ز آسیب ناخنم
۸خود پی ببردهای تو که رگ دار نیستم
گر می جهد رگی بنما تاش برکنم
۹گفتی چه کار داری بر نیست کار نیست
گر نیست نیستم ز چه شد نیست مسکنم
۱۰نفخ قیامتی تو و من شخص مردهام
تو جان نوبهاری و من سرو و سوسنم
۱۱من نیم کاره گفتم باقیش تو بگو
تو عقل عقل عقلی و من سخت کودنم
۱۲من صورتی کشیدم جان بخشی آن توست
تو جان جان جانی و من قالب تنم
۱۳