جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۶۰۹ از ۹۹۶
- شمارهٔ ۹۲ - این قصیدهٔ را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده است خاقانی شروانینظر سعادت تو ز جهان مباد خالیکه جهان آب و گل را به از این نظر نیاید
- شمارهٔ ۱۴۳ - مطلع دوم خاقانی شروانیهمچو موی عاریت اصلی ندارم از حیاتهمچو گلگونه بقائی هم ندارد جوهرم
- شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابوالفتح شروان شاه منوچهر خاقانی شروانیصبح است گلگون تاخته، شمشیر بیرون آختهبر شب شبیخون ساخته، خونش به عمدا ریخته
- شمارهٔ ۲۱۹ - در مرثیهٔ وحید الدین شروانی خاقانی شروانیروی من کاهی است خاکین کاش از خون گل شدیتا به خون دل سر خاک وحید اندودمی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیمحفوظ بود ز حملهٔ گرگآن گله که موسیاش شبان است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیبر سر پیک اجل گرم چو تازد گلگوننگذارد که دگر گام نهد بر سر گام
- در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی وحشی بافقیبه رنگ چشم آهو مهره گلفلک بر صورت بال عنادل
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیز شاخی عندلیبی کرد پروازبه دیگر گلبنی شد نغمه پرداز
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیهزیمت ریخت در ره خار غمشانوزان بشکفت گلهای المشان
- در ستایش میرمیران وحشی بافقیسال نو و اول بهار استپای گل و لاله در نگار است
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیکم افتد کز دری یاری درآیدپس از سالی گل از خاری برآید
- از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است وحشی بافقینهال گلشن جان قامت اوگل باغ لطافت طلعت او
