جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۶۴۰ از ۷۰۴
- بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله جلال الدین محمد مولویخود دو پیغمبر به هم کی ضد شدندمعجزات از همدگر کی بستدند
- بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان جلال الدین محمد مولویپیرو پیغمبرانی ره سپرطعنهٔ خلقان همه بادی شمر
- بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیمشب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشهای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیالاندیشان در کار انبیا و اولیا کی میگفتند کی ساحرند و خویشتن ساختهاند و تصدر میجویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد جلال الدین محمد مولویزان ضلالتهای یاوهتازِشانحفرهٔ دیوار و دَر غَمّازشان
- بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را جلال الدین محمد مولویتا ز غمزه تیر آمد بر جگرکه منم حارس گزافه کم نگر
- بخش ۶۵ - فرستادن میکائیل را علیهالسلام به قبض حفنهای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیهالسلام جلال الدین محمد مولویآن که خواهی کز غمش خسته کنیراه زاری بر دلش بسته کنی
- بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی جلال الدین محمد مولویحق همیدید آن ولی ستارخوستلیک چون از حد بری غماز اوست
- بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه جلال الدین محمد مولویقوس ابرو تیر غمزه دام کیدبهر چه دادت خدا از بهر صید
- بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش جلال الدین محمد مولویگفت پیغمبر که رنجوری بِلاغرنج آرد تا بمیرد چون چراغ
- بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا همچون پرهای طاوس عدو جانست جلال الدین محمد مولویچون ندارم زور و یاری و سندتیغم او بستاند و بر من زند
- بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف جلال الدین محمد مولویآن شَلِ بیدست را دستی دهدکان غمها را دل مستی دهد
- بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا جلال الدین محمد مولویپا و زانواَش نلرزد هر دمیرو تُرُش کی دارد او از هر غمی
- فصل هیجدهم - میفرمود که تاج الدّین قبایی را گفتند که این دانشمندان جلال الدین محمد مولوی… در ذات وی که آن هنر اگر در قبا و عبا باشد تفاوت نکند؛ چنانک در زمان پیغمبر (صلی الله علیه و سلّم) قصد رهزنی دین میکردند و جامهٔ نماز میپوشیدند تا مقلّدی را در راه دین سست کنند زیرا آن را نتوانند کردن تا خود را از مسل …
