جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۶۷۲ از ۷۰۴
- بخش ۹ - در اسرار شریعت اقبال لاهوریعصر من پیغمبری هم آفریدآنکه در قرآن بغیر از خود ندید
- بخش ۲۳ - در معنی اینکه توسیع حیات ملیه از تسخیر قوای نظام عالم است اقبال لاهوریحرف چون طایر به پرواز آوردنغمه را بی زخمه از ساز آورد
- بخش ۸ - حکایت درین معنی که مسئلهٔ نفی خودی از مخترعات اقوام مغلوبهٔ بنی نوع انسان است که به این طریق مخفی اخلاق اقوام غالبه را ضعیف میسازند اقبال لاهوریگفت با خود عقده ی ما مشکل استقلزم غمهای ما بی ساحل است
- بخش ۲۲ - در معنی اینکه جمعیت حقیقی از محکم گرفتن نصب العین ملیه است و نصب العین امت محمدیه حفظ و نشر توحید است اقبال لاهوریخوش نوائی نغمه ساز قم زد استزخمهٔ معنی بر ابریشم زد است
- ساقینامه حافظ شیرازیکه بارِ غمم بر زمین دوخت پایبه ضربِ اصولم برآوَر ز جای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش علاءالدین جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیندانم از چه گلست آن نگار یغماییکه خط کشیده در اوصاف نیکوان چگل
- مثلثات سعدی شیرازیفقیر از بهر نان بر در دعاخوانتو میتندی که مرغم نیست بر خوان
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ جلال الدین محمد مولویشنودهام که بسی خلق جان بداد و بمردز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۷ جلال الدین محمد مولویآه از آن رخسار مریخی خون ریزش مراآه از آن ترکانه چشم کافر یغماییی
- بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد جلال الدین محمد مولویوآن فرشته خیرها بر رغم دیوعرضه دارد میکند در دل غریو
- سیام جلال الدین محمد مولویعجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تودران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه میخوانی؟
- بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق جلال الدین محمد مولویرغم انفم گیردم او هر دو گوشکای مدمغ چونش میپوشی بپوش
