جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۸۰ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ جلال الدین محمد مولویمن بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پریخانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ جلال الدین محمد مولویگویند اصل آدمی خاکست و خاکی میشودکی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ جلال الدین محمد مولویمن که ز جان ببریدهام چون گل قبا بدریدهامزان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ جلال الدین محمد مولویچون خدمت قیصر کند او راتبه قیصر خوردچون چاکر اربز بود از مطبخ اربز خورد
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ جلال الدین محمد مولویبیست چو خورشید اگر تابد اندر شب منتا تو قدم درننهی خود سحری مینشود
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ جلال الدین محمد مولویچاک شُدَست آسمان، غلغلهای است در جهانعنبر و مشک میدمد، سنجق یار میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ جلال الدین محمد مولویگر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدماین همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ جلال الدین محمد مولویباغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدمنرگس تازه خیره شد کز شجری چه میشود
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ جلال الدین محمد مولویخمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالمدر این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ جلال الدین محمد مولوینخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادمچو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ جلال الدین محمد مولویدر این دریای بیمونس دلا مینال چون یونسنهنگ شب در این دریا به مردم خوار میماند
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ جلال الدین محمد مولوینشان ماه میدیدم به صد خانه بگردیدماز این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟
