جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۸۵ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ جلال الدین محمد مولویز بس دعا که بکردم دعا شدست وجودمکه هر که بیند رویم دعا به خاطر آرد
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ جلال الدین محمد مولویشدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداندرسید کار به جایی که عقل خیره بماند
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ جلال الدین محمد مولویتو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکارکه چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ جلال الدین محمد مولویچو کارزار کند شاه روم با شمشادچگونه گردم خرم چگونه باشم شاد
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ جلال الدین محمد مولویخموش کن که سخن را وطن دمشق دلستمگو غریب ورا کش چنین وطن باشد
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ جلال الدین محمد مولویبه روحهای مقدس ز من سلام بریدبه عاشقان مقدم ز من پیام برید
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ جلال الدین محمد مولویسؤال کردم گل را که بر کی میخندیجواب داد بر آن زشت، کو دو شو دارد
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ جلال الدین محمد مولویچه ظلم کردم بر حسن او که مه گفتمصد آفتاب و فلک را بر او حسد باشد
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ جلال الدین محمد مولویهزار جان طلبید و یکی ببردم پیشبگفت باقی گفتم بهل که وام بود
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ جلال الدین محمد مولویربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرودبسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ جلال الدین محمد مولویشود دمی همه خاک و شود دمی همه آبشود دمی همه آتش شود دمی همه دود
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ جلال الدین محمد مولویولی به چشم تو من رنگ کافران دارمکه چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد
