جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۷۰ از ۳۵۰
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولوینه که لطف تو گنه سوز گنه کارانستتو مرا تایب و مستغفر غفار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ جلال الدین محمد مولویچاشنی سوز شمعت گر به عنقا برزدیپر چو پروانه بدادی سر نهادی در لگن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ جلال الدین محمد مولوینقش ساز نقش سوز ملک بخش بینظیرجان فزایی دلربایی خوش پناه دو جهان
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویبه جان پاکت ای ساقی که امشب ترک کن عاقیکه جان از سوز مشتاقی ندارد هیچ صباری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ جلال الدین محمد مولویگهی از خوف محرومی و هجران ابد سوزیگهی اندر امید وصل یکتا زفت انعامی
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویاین سخن نی هم ز درد و سوز گفتخوابناکی هرزه گفت و باز خفت
- بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن جلال الدین محمد مولویمرد قانع از سر اخلاص و سوززین نسق میگفت با زن تا بروز
- بخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ میگشت در میان بازار از سَرِ حالتی کی او را بود جلال الدین محمد مولویآن یکی با شمع برمیگشت روزگرد بازاری دلش پر عشق و سوز
- بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن جلال الدین محمد مولویاز غضب شربای سوزان بر سرشزن فرو ریزد شود کل مغفرش
- بخش ۱۱۶ - رفتن این شیخ در خانهٔ امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را جلال الدین محمد مولویهفت سال از سوز عشق جسمپزدر بیابان خوردهام من برگ رز
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ صائبنیست ممکن سر برآرد از گریبان چراغتا نمی سوزد حجاب بال و پر پروانه را
- غزل شمارهٔ ۸۶۷ صائبسوز دل را گریه نتواند بر آتش آب زداین شرر چون دیده ماهی بود انور در آب
