جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۷۲ از ۱٬۰۳۶
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ عطار نیشابوریای روی درکشیده به بازار آمدهخلقی بدین طلسم گرفتار آمده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک عبید زاکانیباز گل جلوهکنان روی به صحرا داردنوجوان است سر عیش و تماشا دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ ناصرخسرو قبادیانیای شسته سر و روی به آب زمزمحج کرده چومردان و گشته بیغم
- بخش ۲۳ - طرابرزن، جبیل و بیروت ناصرخسرو قبادیانیپس از این شهر برفتم همچنان بر طرف دریا روی سوی جنوب، به یک فرسنگی حصاری دیدم که آن را قلمون میگفتند، چشمهای آب در اندرون آن بود. از آنجا برفتم به شهر طرابرزن، و از طرابلس تا آنجا پنج فرسنگ بود. و از آنجا به شهر جبیل رس …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیبر کسانی که ببینند به روی تو هلالعید باشد همه روز و همه ماه وهمه سال
- بخش ۴۶ ابوالقاسم فردوسیوزان روی بهرام شد تا به مروبیاراست لشکر چو پر تذرو
- بخش ۶ - اندر یاد کردن زر و آنچه واجب بود درباره او خیام نیشابوری… از کان بیرون آورد فرمود تا زر را چون قرصه آفتاب گرد کردند، و بر هر دو روی صورت آفتاب مُهر نهادند، و گفتند این پادشاه مردمانست اندرین زمین چنانک آفتاب اندر آسمان، و سیم را چون قرصه ماه کردند، و بر هر دو روی صورت ماه مُهر …
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ صائبصبح گشادهروی بوَد در حجاب شبچون باد، سرسری مگذر از نقاب شب
- بخش ۴۵ - داستان حاجی و صوفی نظامی گنجویکعبهروی عزم ِ ره آغاز کردقاعدهٔ کعبهروان ساز کرد
- بخش ۸۴ - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است جامیسالها شد که روی در دیواردل برآرم به گرد شهر و دیار
- بخش ۲۲ - عرقه، طرابلس و مردمان شیعهاش ناصرخسرو قبادیانی… فتند. چون از عرقه دو فرسنگ بگذشتیم، به لب دریا رسیدیم و بر ساحل دریا، روی از سوی جنوب، چون پنج فرسنگ برفتیم به شهر طرابلس رسیدیم، و از حلب تا طرابلس چهل فرسنگ بود، بدین راه که ما رفتیم.
- بخش ۷ - صف سوم ناصرخسرو قبادیانی… رفهای ترکیب کرده است که راه برد مردم را سوی مقصود او. و نام بر پانزده روی است : یکی را ازو موضوع خوانند ، یعنی نهاده ، چون آب و آتش و خاک و جز آن که معروف است میان اهل لغت پارسی، و نه از بهر معنی مرآب را آب خوانند و مر آ …
