جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۴ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ جلال الدین محمد مولویشه من گفت هر مسکین که عمرش نیست من عمرمبدین وعده من مسکین امید از عمر برکندم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ جلال الدین محمد مولویجگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادیز صیدم چون نبد شادی شدم من صید و وارستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ جلال الدین محمد مولویبدان شه که مرا آورد کلی روی آوردموزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ جلال الدین محمد مولویاگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفتهمیان عاشقان هر شب سمر باشم سمر باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ جلال الدین محمد مولویروان شد سوی ما کوثر پر از شیر و پر از شکربدران مشک سقا را بزن سنگی و بشکن خم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۱ جلال الدین محمد مولویروان شد سوی ما کوثر که گنجا نیست ظرف اندربدران مشک سقا را بزن سنگی و بشکن خم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۷ جلال الدین محمد مولویچون عربده می کردم درداد می و خوردمافروخت رخ زردم وز عربده وارستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۷ جلال الدین محمد مولویآن ساقی بدمست که امروز درآمدصد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۰ جلال الدین محمد مولویخیزید مخسپید که هنگام صبوح استاستاره روز آمد و آثار بدیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴ جلال الدین محمد مولویگر باده فنا گشت فنا باده ما بسما نیک بدانیم گر این رنگ ندانیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ جلال الدین محمد مولویدر نیربِ شاهانه بدیدیم درختیدر سایه آن شسته و دروای دمشقیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۲ جلال الدین محمد مولویجهان داند که تا من شاه اویمبدادم داد ملک و داد کردم
