جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۷ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ جلال الدین محمد مولویدرخت اگر نبدی پا به گل مرا جستیکز این شکوفه و گل حسرت گلستانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ جلال الدین محمد مولوینگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیردز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ جلال الدین محمد مولویکمان عشق بدرم که تا بداند عقلکه بینظیرم و سلطان بینظیرانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ جلال الدین محمد مولویدر فراقت سزای خود دیدمچون بدیدم سزا بیاموزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ جلال الدین محمد مولویهر چه بدزدید زمین ز آسمانفصل بهاران بدهد دم به دم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ جلال الدین محمد مولویمر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابددر آبِ حیوان مرگ کو ای بحرِ من عمانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ جلال الدین محمد مولویرستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقانشبدیز می رانند خوش هر روز در دریای خون
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ جلال الدین محمد مولویتا جان بااندازهات بر جان بیاندازه زدجانت نگنجد در بدن شمعت نگنجد در لگن
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ جلال الدین محمد مولویگر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بدهدر صف درآ واپس مجه، ای حیدر کرّار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ جلال الدین محمد مولویهر کس که یابد این رشد زان قند بیحد او چشدمانند موسی برکشد از خاره او ماء معین
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویای عشق تو بخریده ما وز غیر تو ببریده ماای جامهها بدریده ما بر چاک ما بخیه مزن
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ جلال الدین محمد مولویمن دزد دیدم کو برد مال و متاع مردماناین دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
