جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۷۵ از ۱٬۱۳۷
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیگفت: سبب آن که سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده کردن همه خلق را علی العموم و پادشاهان را علی الخصوص، به موجب آنکه بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نبا …
- غزل شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیعاشقی سوختهٔ بی سر و سامان دیدمگفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیمعلم کُتّابی دیدم در دیار مغرب، ترشرویِ تلخگفتار بدخویِ مردمآزار گداطبعِ ناپرهیزگار، که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دوشیزه به دست جفای او گرفتار، نه زهره …
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیسرهنگزادهای را بر در سرایِ اُغْلُمُش دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زایدالوصف داشت، هم از عهدِ خُردی آثارِ بزرگی در ناصیهٔ او پیدا.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - موعظه و نصیحت سعدی شیرازیاگر تو دیدهوری نیک و بد ز حق بینیدو بینی از قبل چشم احول افتادست
- غزل شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیهمه را دیده به رویت نگرانست ولیکنخودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیپادشاهی با غلامی عَجَمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیشِ مَلِک از او مُنَغَّص بود. چاره ندانستند. حک …
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیدیدار مینمایی و پرهیز میکنیبازارِ خویش و آتشِ ما تیز میکنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و ستایش سعدی شیرازیبسی به دیدهٔ حسرت ز پس نگاه کندکسی که برگ قیامت ز پیش نفرستاد
- حکایتِ شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیعجب که دودِ دلِ خَلق جمع مینشودکه ابر گردد و سیلابِ دیده بارانش
- غزل شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیدوش حورازادهای دیدم که پنهان از رقیبدر میان یاوران میگفت یار خویش را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - برگشت به شیراز سعدی شیرازیتا بدانی که به دل نقطهٔ پابرجا بودکه چو پرگار بگردید و به سر بازآمد
