جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۸۰ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ جلال الدین محمد مولویذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگرای عشق تو را در جان هر دم عملی دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ جلال الدین محمد مولوینگشتم از تو هرگز ای صنم سیرولیک از هجر گشتم دم به دم سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۰ جلال الدین محمد مولویگر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیربیرقیبش دادمی من بوسههایی سیر سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۲ جلال الدین محمد مولویگر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیرور سپارم هر دمی جان دگر بسپرده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۴ جلال الدین محمد مولویگرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفراربانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ جلال الدین محمد مولویهله برجه هله برجه که ز خورشید سفر بهقدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ جلال الدین محمد مولویهمه غوطهها بخوردی، همه کارها بکردیمنشین ز پای یک دم، که بمانْد کار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۴ جلال الدین محمد مولویهر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسیآن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ جلال الدین محمد مولویدشمن تو در هنر شد به مثل دم خرچند بپیماییش نیست فزون کم شمر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ جلال الدین محمد مولویبر سر ره دیدمش تیزروان چون قمرگفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ جلال الدین محمد مولویبگفت تو ز چه سیری بگفتم از جز توولیک هیچ نگردم از آنچ داری سیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ جلال الدین محمد مولویهر سری کو ز عشق پر نبودآن سرش را ز دم مأخر گیر
