جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۸۲ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ جلال الدین محمد مولویبنگر اندر درد من گر صاف نیستدرد خود مفرستم و درمان مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ جلال الدین محمد مولویگستاخمان تو کردی گفتی تو روز اولحاجت بخواه از ما وز درد ما خبر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ جلال الدین محمد مولویدردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشدپس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۱ جلال الدین محمد مولویبگریست بر ما هر سنگ خارااین درد ما را جانا دوا کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ جلال الدین محمد مولویجامه صبر میدرد عقل ز خویش میرودمردم و سنگ میخورد عشق چو اژدهای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ جلال الدین محمد مولویبرو پهلوی قصرش خانهای گیرکه تا ایمن شوی از درد پهلو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ جلال الدین محمد مولویای که دُردِ سخنت صافتر از طبعِ لطیفگر رَود صَفوَتِ این طبعِ سخندان، تو مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ جلال الدین محمد مولویچهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگودردِ بیحد بنگر، بهر خدا هیچ مگو
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ جلال الدین محمد مولویسوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رومی بیدرد نیابی تو در این دور زمانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ جلال الدین محمد مولویدرد درد شمس تبریزی مرالحظه لحظه گنج درمان آمده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ جلال الدین محمد مولویز درد و حسرت تو جان لالهها سیه استگل از جمال رخ توست جامه بدریده
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ جلال الدین محمد مولویدوش ز درد دل مها تا به سحر نخفتهامز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیدهای
