جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۸۵۴ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ جلال الدین محمد مولویاگر کفر و گنه باشد وگر دیو سیه باشدچو زد بر آفتاب او یکی بدر منیر است او
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ جلال الدین محمد مولویز خاکی تا به چالاکی کشیدتبدادت دانش و ناموس و نام او
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ جلال الدین محمد مولویچون هزاران حسن دیدی کان نبد از کالبدپس چرا گویی جمال فاتح الابواب کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویکی بود همنشین تو کی بیابد گزین توکی رهد از کمین تو کی کشد خود کمان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ جلال الدین محمد مولویبس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگویددل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویقومی بدیده چیزکی عاشق شده لیک از حسداز کبر و ناموس و حیا هم در خلاء پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویآن در بسته ابد بگشاده از مفتاح لطفقفلهای بیوفایی با وفا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ جلال الدین محمد مولویآن آدمی باشد که او خر بدهد و عیسی خردوین از خری باشد که تو عیسی دهی و خر خری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویلاهوت و ناسوت من او، هاروت و ماروت من اومرجان و یاقوت من او، بر رغم هر بدکارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ جلال الدین محمد مولویاستغفرالله ای خرد صوفی بدو کی ره بردهر مرغ زان سو کی پرد درکش زبان را ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ جلال الدین محمد مولویمسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغماییکه او صفهای شیران را بدراند به تنهایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ جلال الدین محمد مولویچو من تازی همیگویم به گوشم پارسی گویدمگر بدخدمتی کردم که رو این سو نمیآری
