جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۸۷ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ جلال الدین محمد مولویبر گاو نهد رخت و به عشق آید جانمستکاین رخت گرو کن برِ دربانِ خرابات
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ جلال الدین محمد مولوینیاید در نظر آن سر یک توکه در فکر آنچ آید چارتویست
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ جلال الدین محمد مولویچون خیالت بر که آید چشمهها گردد روانخود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ جلال الدین محمد مولویهم خمار از می آید هم از او دفع خمارهم از او عسرت تو است و هم از او عشرت توست
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ جلال الدین محمد مولویهر غزل کان بیمن آید خوش بودکاین نوا بیفر ز چنگ و تار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ جلال الدین محمد مولویخامش سخن چه باید آن جا که عشق آیدکمتر ز زر نباشی معشوق بیزبانست
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ جلال الدین محمد مولویبه دست هر جان زنبیل زفت میآیدشنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ جلال الدین محمد مولویقبله امروز جز شهنشه نیستهر که آید به در بگو ره نیست
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ جلال الدین محمد مولویپیدا شود سر نهان ویران شود نقش جهانموجی برآید ناگهان بر گنبد اخضر زند
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ جلال الدین محمد مولویچو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتشاگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ جلال الدین محمد مولویدرآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیهز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ جلال الدین محمد مولویچو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آیدبه جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد
