قبله امروز جز شهنشه نیست
هر که آید به در بگو ره نیست
۱عذر گو وز بهانه آگه باش
همه خفتند و یک کس آگه نیست
۲نگذارد نه کوته و نه دراز
آتشی کو دراز و کوته نیست
۳در چَهِ طبع تو خیالاتست
یوسفی بیخیال در چه نیست
۴چون که گندم رسید مغز آکند
همره ماست و همره که نیست
۵پاره پاره کند یکایک را
عشق آن یک که پاره ده نیست
۶گه گهی میکشند گوش تو را
سوی آن عالمی که گه گه نیست
۷شمس تبریز شاه ترکانست
رو به صحرا که شه به خرگه نیست
۸