غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۰۲ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریاندرآ عیش بیتو شادان نیستکیست کو بنده تو از جان نیست۱ای تو در جان چو جان ما در تنسخت پنهان ولیک پنهان نیست۲دست بر هر کجا نهی جانستدست بر جان نهادن آسان نیست۳جان که صافی شدست در قالبجز که آیینه دار جانان نیست۴جمع شد آفتاب و مه این دموقت افسانه پریشان نیست۵مستی افزون شدست و میترسمکاین سخن را مجال جولان نیست۶دست نه بر دهان من تا منآن نگویم چو گفت را آن نیست۷