غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

طرب ای بحر اصل آب حیات

ای تو ذات و دگر مهان چو صفات

۱

اه چه گفتم کجاست تا به کجا

کو یکی وصف لایق چو تو ذات

۲

هر که در عشق روت غوطی خورد

ریش خندی زند به هست و فوات

۳

شرق تا غرب شکرین گردد

گر نماید بدو شکرت نبات

۴

جان من جام عشق دلبر دید

لعل چون خون خویش گفت که‌هات

۵

جان بنوشید و از سرش تا پای

آتشی برفروخت از شررات

۶

مست شد جان چنان که نشناسد

خویشتن را ز می جز از طاعات

۷

بانگ آمد ز عرش مژده تو را

که ز من درگذشت نور عطات

۸

مژده از بخششی که نتوان یافت

به دو صد سال خون چشم و عنات

۹

که به هر قطره از پیاله او

مرده زنده شود عجوز فتات

۱۰

گرش از عشق دوست بو بودی

کی نگوسار گشتی هرگز لات

۱۱

چون شدی مست او کجا دانی

تو رکوع و سجود در صلوات

۱۲

چونک بیخود شدی ز پرتو عشق

جسم آن شاه ماست جان صلات

۱۳

چو بمردی به پای شمس الدین

زنده گشتی تو ایمنی ز ممات

۱۴

داد مخدوم از خداوندیش

بهر ملک ابد مثال و برات

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـات۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. حیاتصفات
  2. کجاذات
  3. خوردفوات
  4. گرددنبات
  5. دیدکه‌هات
  6. پایشررات
  7. نشناسدطاعات
  8. راعطات
  9. یافتعنات
  10. اوفتات
  11. بودیلات
  12. دانیصلوات
  13. عشقصلات
  14. الدینممات

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.