جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۹۱ از ۱٬۶۳۸
- حکایت شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیواجب است از هزار دوست بریدتا یکی دشمنت نباید دید
- غزل شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیمهربانی و دوستی ورزدتا تو را مکنتی و دسترسیست
- غزل شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیخوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیست
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیدر خبر است از خواجهٔ عالم صلی الله علیه و سلم که گفت: بزرگترین حسرتی روز قیامت آن بود که یکی بندهٔ صالح را به بهشت برند و خواجهٔ فاسق را به دوزخ.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیغمِ موجود و پریشانیِ مَعدوم ندارمنفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم»
- غزل شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیآن دوست نباشد که شکایت کند از دوستبر خون که دلارام بریزد دیتی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیآنک عسل اندوخته دارد مگس نحلشهد لب شیرین تو زنبور میان را
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازییکی از جُلَسایِ بیتدبیر نصیحتش آغاز کرد که «ملوکِ پیشین مر این نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده. دست از این حرکت کوتاه کن که واقعهها در پیش است و دشمنان از پس؛ نباید که وقت حاجت فرومانی.»
- غزل شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیدیار هند و اقالیم ترک بسپارندچو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را
- غزل شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیوقتی اگر برانیم، بندهٔ دوزخم بکنکآتش آن فرو کشد، گریهام از جداییت
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازییکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند، تا شب درآمد، خانهٔ دهقانی دیدند.
- غزل شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیدوستی با که شنیدی که به سر برد جهانحق عیان است ولی طایفهای بیبصرند
