جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۷۹۹ نتیجه برای «کار» · صفحهٔ ۸۹۱ از ۹۰۰
- بخش ۱۸ - صف چهاردهم ناصرخسرو قبادیانی… بشرف و جوهر خویش، از بهرآنک این عالم کثیف و تاریک مر لطیف نورانی را بکار نیاید. و دلیل بر درستی، این دعوی آنست که هرچیزی که اندر نفس مردم باشد نفس مردم از اندرون آن چیز باشد که علم اندر نفس اوست بوقت صورت کردن مرآنرا، و …
- بخش ۶۱ - صف چهل و نهم ناصرخسرو قبادیانی… ته ایست که او را ملک الموت خوانند و سببها مرگ اندر عالم بسیار است و آشکارست، پس بازگشت این سببهای بسیار که هست مرگ را باتفاق دانا و نادان بیک روحانی است، وزین قیاس درست باشد که چیزهای روحانی فراوان اندکی شود بی آنک نقصان …
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه خاقانی شروانیروز آمد و روز شد جهان راکس یک پی کاروان ندیده است
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیمختار خلق عالم خاقان اکبر آمدکارحام دهر خشک است از زادن همالش
- شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم خاقانی شروانیگفتی شب مریم است یک شبه ماهش مسیحهست مسیحش گواه نیست به کارش قسم
- شمارهٔ ۱۹۸ - مطلع سوم خاقانی شروانیچون از عدم درتاخته، دیده فلک دست آختهانصاف پنهان ساخته، ظلم آشکارا داشته
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیکی به جای شکار شهبازانحد پرواز ماکیان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیعقل و دولت ساعت سعدی نمودند اختیارساعت سعدی هزارش سعد اکبر پیشکار
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیچو صیاد دگر گیرد ز راهشگنهکار از چه خوانی بیگناهش
- شمارهٔ ۳ - مجلس سوم سعدی شیرازی… یا هوا را توانی یا خدا را. اما آن که هم دنیا خواهی و هم آخرت را آن به کاری نیاید، چه دوستی او سلطانیست که با کسی نسازد، اندر ره عشق یا تو گُنجی یا من، از عشق او آتشی برافروز آنگاه بدان آتش دنیا را بسوز، پس عقبی را. چون …
- بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا جلال الدین محمد مولویهمچنین بر عکس آن انکار مردمس کند زر را و صلحی را نبرد
- بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله جلال الدین محمد مولویاین سخن پایان ندارد باز رانتا نمانیم از قطار کاروان
