جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۰ نتیجه برای «ها» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۹ از ۳۵۰
- غزل شمارهٔ ۲ جلال الدین محمد مولویای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالهادر حلقهٔ سودایِ تو روحانیانْ را حالها
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ جلال الدین محمد مولویای وصالت یک زمان بوده فراقت سالهاای به زودی بار کرده بر شتر احمالها
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ جلال الدین محمد مولویچو عشق را تو ندانی بپرس از شبهابپرس از رخ زرد و ز خشکی لبها
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ جلال الدین محمد مولویکعبه جانها توی گرد تو آرم طوافجغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
- سوم جلال الدین محمد مولویحد و اندازه ندارد نالهها و آه راچون نماید یوسف من از زنخ آن چاه را
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ جلال الدین محمد مولوینقشبند جان که جانها جانب او مایلستعاقلان را بر زبان و عاشقان را در دلست
- فصل پنجاه و ششم - اکملالدّین گفت مولانا را عاشقم جلال الدین محمد مولوی… او را آرزومندم و آخرتم خود یاد نمیآید. نقش مولانا را بی این اندیشهها و پیشنهادها مونس میبینم و آرام میگیرم به جمال او. و لذّتها حاصل میشود از عین صورت او یا از خیال او.» فرمود «اگرچه آخرت و حقّ در خاطر نیاید ال …
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۲ جلال الدین محمد مولویمرغ اندیشه که اندر همه دلها بپریبه خدا کز دل و از دلبر ما بیاثری
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولویگفت که «شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولیها و کارهای مغول به خدمت نمیتوانم رسیدن.» فرمود که «این کارها هم کار حق است زیرا سبب امن و امان مسلمانیست خود را فدا کردهاید به مال و تن تا دل ایشان را
- فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود جلال الدین محمد مولویدوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود، نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن؛ الّا به دیدار دوست که لِقاء الْخَلِیْلِ شِفَاءُ العَلیْلِ تا حدّی که اگر منافقی میان مؤمنان بنشیند از تأثیر ایشان آن لحظه مؤم …
- فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است جلال الدین محمد مولوی… ادراک کند، اما آنک بیسخن ادراک کند با وی چه حاجت سخن است؟ آخر آسمانها و زمینها همه سخن است پیش آنکس که ادراک میکند و زاییده از سخن است که کُنْ فَیکُوْنُ پس پیش آنکه آواز پست را میشنود، مشغله و بانگ چه حاجت باشد؟
- فصل چهل و سوم - هر کسی چون عزم جایی و سفری میکند جلال الدین محمد مولوی… یی و سفری میکند او را اندیشهٔ معقول روی مینماید «اگر آنجا روم مصلحتها و کارهای بسیار میسّر شود و احوال من نظام پذیرد و دوستان شاد شوند و بر دشمنان غالب گردم» او را پیشنهاد این است و مقصود حق خود چیزی دگر. چندین تدبیره …
