جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۰۰ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ جلال الدین محمد مولویمن در تو نظر کرده تو چشم بدزدیدهزان ناز و کرشم تو صد فتنه و شور و شر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ جلال الدین محمد مولویپارهای چون برانی اندر این ره بدانیغیر این گلستانها باغ و گلزار دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ جلال الدین محمد مولویبرادرا سر و کار تو با کی افتادستکز اوست بیسر و پا گشته گنبد دوار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ جلال الدین محمد مولویبدان طرف که دهان را گشادمی بشکافکه قوتم برسیدست وقت شد هش دار
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ جلال الدین محمد مولویعنان از من چنان برتافت جایی شد که وهم آن جابه جسم او نیابد راه و نی چشمش غبار ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ جلال الدین محمد مولویوعده مکن وعده مکن مشتری وعده نیامیا بدهی یا ز دکانِ تو گروگان ببرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ جلال الدین محمد مولویبه حق روی تو که من چنین رویی ندیدستمچه مانی تو بدان صورت که از مردم شنیدستم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ جلال الدین محمد مولویز میانم چو گزیدی کمر مهر تو بستمچو بدیدم کرم تو به کرم دست گشادم
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ جلال الدین محمد مولویحاصل درآمد زاغ غم در باغ و می کوبد قدمپرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ جلال الدین محمد مولویواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ جلال الدین محمد مولویبدو گفتم که ای موسی به دستت چیست آن گفت اینیکی ساعت عصا باشد یکی ساعت بود ثعبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۶ جلال الدین محمد مولویگر به مغرب بوی آن می از عدم یابد گشادمست گردند زاهدان اندر هری و طالقان
