جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۳۱ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ بیدل دهلویبیاض دیدهٔ یعقوب اشارتی داردکه سیر ما کن و تفسیر نقرهکار نویس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ بیدل دهلویهر قدر مژگانگشایی جلوه در آغوش تستای نگاهت مفت فرصت طالب دیدار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ بیدل دهلویآگهی آیینه دار احتیاط افتاده استچشم اگر گردیده باشی اندکی بیدار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ بیدل دهلویدر این چمن همه عاجز نگاه دیداریمتو نیز یک دونگه در قطار مژگان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ بیدل دهلوینظارهها همه صرف خیال خودبینی استبهدهر دیدهٔ بیناکجاست عریان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ بیدل دهلویز سر تا پای من در حسرت دیدار میکاهدبه آن ذوقیکه بر آیینهٔ دل باید افزودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ بیدل دهلویبس که از درد محبت بیدل ما گشت زارهمچو مژگان میخلد در دیده جسم لاغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ بیدل دهلویگردباد بیخودی پیمای دشت الفتیمکاسمان هم میکند گردیدنی گرد سرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ بیدل دهلویخیال بحر چندین موج گوهر در نظر داردکه میداند چهها دیدند مشتاقان دیدارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ بیدل دهلویشبنم به چه حیرت قدم افسرد که چون اشکیک آبله گردید به هرگام دچارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ بیدل دهلویمحالست این که کام تشنهٔ دیدار تر گرددز موسی جمعکن دل آتش افتادهست در طورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ بیدل دهلویجوانیهای اوهامت به این خجلت نمیارزدکه چون نظاره خمگردیدن مژگانکند پیرش
