نفس ثبات ندارد به شست کار نویس
شکسته است قلم نسخه اعتبار نویس
۱جریدهٔ رقم اعتبارها خاک است
تو هم خطی به سر لوح این مزار نویس
۲زمان وصل به صبح قیامت افتادهست
سیاهی از شب ما گیر و انتظار نویس
۳سوار مطلب عشاق دقتی دارد
برای خاطر ما اندکی غبار نویس
۴شقی که گل کند از خامه بی صریری نیست
برات ناله تو هم بر دل فگار نویس
۵خط جنون سبقان مسطری نمیخواهد
چو نغمه هرچه نویسی برون تار نویس
۶شگون یمن ندارد برات عشرت دهر
زبان خامه سیاه است گو بهار نویس
۷هزار مرتبه دارد شهید تیغ وفا
قلم به خون زن و بیتی به یادگار نویس
۸ز نقش هستی من هر کجا اثر یابی
خط جبین کن و بر خاک راه یار نویس
۹بیاض دیدهٔ یعقوب اشارتی دارد
که سیر ما کن و تفسیر نقرهکار نویس
۱۰به نامهای که در او نام عشق ثبت کنند
به جای هر الف انگشت زینهار نویس
۱۱ز خود تهی شدن آغوش بینشانی اوست
چو صفر اگر ز میان رفتهایکنار نویس
۱۲به مشق حسرت ازآن جلوه قانعم بیدل
بر او سفیدی مکتوب انتظار نویس
۱۳