جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۳۳ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ بیدل دهلویتو هم ای دیده محو شوق باش و بیخودیها کنکه عالم خانهٔ آیینه است از حیرت رویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ بیدل دهلویعرض دانش چقدر کلفت دل داشته استمژه در دیده شکست آینه از جوهر خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ بیدل دهلویشوق دیدارم به هر آیینه توفان میکندعالمی دارد سراغ حیرتم از چشم خویش
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ بیدل دهلویگرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقصچنین که داد ندانم به یاد مستان رقص
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۱ بیدل دهلویگر چنین افسردگی جوشد زطبع روزگاررفته رفته میخزد در دیدهٔ گوهر محیط
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۳ بیدل دهلویدر هوای برگ گل شبنم عبث خون میخوردخواب چون نبود نصیب دیده از بستر چه حظ
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ بیدل دهلویخواب در دیدهٔ عاشق نکشد رخت هوسسرمهٔ شعله به چشم نگران دارد شمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ بیدل دهلویچه بلاست زاهد بی یقین به فسون زهد هوس کمینزده فال کنج قناعتی که ندیده پای کم از طمع
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ بیدل دهلویهر سریکز فکر ابروی کجت گردید خماز گریبان غوطه زد در حلقهٔ گرداب تیغ
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۵ بیدل دهلویششجهت آیینهٔ تمثال خوب و زشت ماستکس نگردیدهست اینجا باکس دیگر طرف
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ بیدل دهلوینیست بیدل در ادبگاه خموشی مشربانشیشه را جز سرنگون گردیدن از قلقل به کف
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ بیدل دهلویهر کسی تا خاکگردیدن به رنگی بسمل استخون رنگی در فسردنها روان دارد عقیق
