جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۹۳۷ از ۱٬۰۳۶
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ جلال الدین محمد مولویکو شیوه ابروی تو کو غمزه چشمتای چشم بد مرگ بدان هر دو رسیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ جلال الدین محمد مولویاین جا کسیست پنهان همچون خیال در دلاما فروغ رویَش ارکان من گرفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ جلال الدین محمد مولویبر باده و بر افیون عشق تو برفزودهو از آفتاب و از مه رویت گرو ببرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ جلال الدین محمد مولویاشکوفهها و میوهها دارند غنج و شیوههاما در گلستان رخت روییده چون نیلوفری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ جلال الدین محمد مولویمیدانک بیانزال او نزلی نروید در زمینبیصحبتِ تصویرِ او یک مایه را نبود زهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ جلال الدین محمد مولویتا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسدتا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ جلال الدین محمد مولویچون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شویباز بیایی به وطن باخبری پرهنری
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ جلال الدین محمد مولویگلستان و گل و ریحان نروید جز ز دست تودو چشمه داری ای چهره چرا پرنم نمیگردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ جلال الدین محمد مولویبتا زیبا و نیکویی رها کن این گداروییاگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ جلال الدین محمد مولویچنان نادر خداوندی ز نادر خسروی آیدکه بخشد تاج و تخت خود مگر چون تو کلهداری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ جلال الدین محمد مولوینیاید جز ز مه رویی طواف برجها کردنکه مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ جلال الدین محمد مولویآن دلبر سروین قد در قصد کسی باشددر کوی همیگردد چون مشتغل کاری
