جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۵۵ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید وحشی بافقیعنان بدهم به خود کامی هوس رابه کام دل برآرم هر نفس را
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیکه تابد غیر از او خیبر گشودندری آن طور از خیبر ربودن
- بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداری وحشی بافقیبدینسان تا به کی بر خاک گردماجل کو تا دهد بر باد گردم
- در ستایش میرمیران وحشی بافقیگردون همه چشم باد از انجموز چشم بدت نگاهبان باد
- خواب دیدن منظور را و زنجیر پاره ساختن وصیت جنون در بیان مصر انداختن وحشی بافقیخوش آن کاو در بیابانی نهد روکه هرگز کس نیابد سر پی او
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو شیرین کوهکن را دید با خویشبه تنها دور از چشم بداندیش
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیبه تاج «انما» گردد سرافرازبدین افسر شود از جمله ممتاز
- آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهانپناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردن وحشی بافقیگهر گر زخم مثقب برنتابدبه بازوی بتان کی دست یابد
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقیکه چون جان باشدش مشغول تن نیزشود این عشق سازی در بدن نیز
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقیبزد زانو به خدمت پیش شیرینبه دستش داد بدری پر ز پروین
- دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فراغت افراختن و خاتمه سخن را به مناجات مثنی کردن و نامهٔ کن و خامهٔ قدرت تمام نمودن رسالهٔ رسالت به نعمت مهر محمدی ختم نمودن وحشی بافقیزر نابم ز کان دیگری نیستبدین در هم نشان دیگری نیست
- پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوست وحشی بافقیگریزد لشکر خصم از صف کینبدانسان کز شهب خیل شیاطین
