جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۶۱ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ جلال الدین محمد مولویبانگ برآمد ز خرابات منچرخ دوتا شد ز مناجات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ جلال الدین محمد مولویدوش به زهره همه شب میرسیدزاری این قالب چون چنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ جلال الدین محمد مولویمی تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرینبت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ جلال الدین محمد مولویمرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شدتا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ جلال الدین محمد مولویابرِ غم تو ای قمر! آمد دوش بر جگرگفت «مرا ز بام و در، صد سقط از زبان تو»
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۱ جلال الدین محمد مولویهمیگوید دل زارم که با خود عهدها دارمنیاشامم شراب خوش مگر خون عدوی او
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۴ جلال الدین محمد مولویاگر دوریم رحمت شو وگر عوریم خلعت شووگر ضعفیم صحت شو وگر دردیم درمان شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۹ جلال الدین محمد مولویخریدی هندوی زشتی قبیحی را تو در چادرتو ساده پوستین بر بوی زهره روی چینی تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ جلال الدین محمد مولویچون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاریزیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ جلال الدین محمد مولویاگر گویند زرّاقی و خالیبگو هستم دوصد چندان و میرو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۵ جلال الدین محمد مولویچرا ازرق قبای چرخ گردونچنین بندد کمر از شیوه تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ جلال الدین محمد مولویچو چشمت بست آن جادوی استاددرآ در آب جو و آب میجو
