جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۹۷ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ جلال الدین محمد مولویجمله جانها سوی تو آید بودیک جوی زر جانب کان آمده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ جلال الدین محمد مولویسجاده آتشین کن تا سجده صاف گرددآتش رخی برآید از زیر این سجاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ جلال الدین محمد مولویآن کس که قرص بیند گوید که گشت زندهو آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ جلال الدین محمد مولویچو لقمه را ببریدی خیال پیش آیدخیالهاست شده بر در صفا پرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ جلال الدین محمد مولویز ناله تو مرا بوی خر همیآیدکه خر کند به علف زار و ماده خر ناله
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ جلال الدین محمد مولویگر حبهای آید به من صد کان پرزرش کنمدریای شیرینش کنم هر چند باشد قلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ جلال الدین محمد مولویگر صورتی آید به دل گویم برون رو ای مضلترکیب او ویران کنم گر او نماید لمتری
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ جلال الدین محمد مولویچونک از او دفع شوم گوشگکی سر بنهمآید عشق چله گر بر سر من با چلهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ جلال الدین محمد مولویزهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالینتو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شادانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ جلال الدین محمد مولویمکن حیلت که آن حلوا گَهی در حلق تو آیدکه، جوشی بر سرِ آتش مثال دیگِ حلوایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ جلال الدین محمد مولویبسوز از حسن ای خاقان تو نام و ننگ مشتاقانکه سرد آید ز عشاقان حذر کردن ز بدنامی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ جلال الدین محمد مولویمی جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آیدگر از شکر قندت در جام کنی حالی
