جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰۲ نتیجه برای «گفت» با فیلتر اقبال لاهوری، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۹
- بخش ۲۵ - حکمت خیرکثیر است اقبال لاهوریگفت حکمت را خدا خیر کثیرهر کجا این خیر را بینی بگیر
- بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت اقبال لاهوریرمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفتسخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت
- بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت اقبال لاهوریدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتنشسته بر سر بالین من ز درمان گفت
- بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی اقبال لاهوریغزالی با غزالی درد دل گفتازین پس در حرم گیرم کنامی
- بخش ۱۸۴ - حقیقت اقبال لاهوریعقاب دوربین جوئینه را گفتنگاهم آنچه می بیند سراب است
- بخش ۱۹۰ - کرمک شبتاب اقبال لاهوریشنیدم کرمک شبتاب می گفتنه آن مورم که کس نالد ز نیشم
- بخش ۱۶۹ - بوی گل اقبال لاهوریحوری به کنج گلشن جنت تپید و گفتما را کسی ز آنسوی گردون خبر نداد
- بخش ۱۸۰ - کبر و ناز اقبال لاهورییخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفتما را ز مویهٔ تو شود تلخ روزگار
- بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات» اقبال لاهوریساحلِ افتاده گفت گرچه بسی زیستمهیچ نه معلوم شد آه که من چیستم
- بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهی اقبال لاهوریماهی بچهای شوخ به شاهین بچهای گفتاین سلسلهٔ موج که بینی همه دریاست
- بخش ۲۹۳ - ) اقبال لاهوریکی تواند گفت شرح کارزار زندگی«می پرد رنگش حبابی چون بدریا بشکند»
- بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد اقبال لاهوریآن راز که پوشیده در سینهٔ هستی بوداز شوخی آب و گل در گفت و شنود آمد
