جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹۶۰ نتیجه برای «جز» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱ از ۸۰
- شمارهٔ ۱۵ جامیجز هوای وصل تو در سر هوس نبود مراگر کنی پروای من پروای کس نبود مرا
- شمارهٔ ۱۷ جامیجز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام راکز تن چو پیراهن کشد روشن کند حمام را
- شمارهٔ ۷۳ جامیجز مرغ غمت کرده به دل خانه کسی نیستجاساخته جز جغد به ویرانه کسی نیست
- شمارهٔ ۴۰۳ جامیجز سر کویش من آواره را مسکن مبادبلبل بی خان و مان را جای جز گلشن مباد
- شمارهٔ ۷۱۰ جامیجز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیمتو خود بگوی به جای تو ما چه بد کردیم
- بخش ۱۷ - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلک جامیوان دگر گرچه عاشق صور استلیک معشوقش از صور دگر است
- بخش ۲۰ - اشارت به جماعتی که در مظاهر صوری و معنوی مشهود ایشان جز جمال مطلق حضرت حق جل ذکره نیست جامیدیده بر هر کدام بگشایدجز جمال خدای ننماید
- بخش ۱۲ - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم جامیمعدلت سیر تا جهاندارازیر حکمت سکندر و دارا
- بخش ۱۴ - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی جامیپارهدوزی بود در اقصای ریمطمئن بر پارهدوزی رایِ وی
- بخش ۲۹ - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد جامیآن زمان از ریا و عجب رهیکه شوی پیر را رهین و رهی
- بخش ۵۷ - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبود جامیشاعری در سخنوری ساحردر فن مدح گستری ماهر
- شمارهٔ ۴۱ جامیحق فاعل و هر چه جز حق آلات بودتأثیر ز آلت از محالات بود
