جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۵۱ نتیجه برای «آب» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱ از ۱۳۰
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ جلال الدین محمد مولویآب حیوان در آب و گل پیدا نیستدر مهر دلت مهر گسل پیدا نیست
- غزل شمارهٔ ۷۷ جلال الدین محمد مولویآب حیوان باید مر روح فزایی راماهی همه جان باید دریای خدایی را
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ جلال الدین محمد مولویآب زنید راه را، هین که نگار میرسدمژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ جلال الدین محمد مولویآب حیات عشق را در رگ ما روانه کنآینه صبوح را ترجمه شبانه کن
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۳ جلال الدین محمد مولویآب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویبار تو ده شکسته را بارگه وفا توی
- بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی جلال الدین محمد مولویآب چون پیگار کرد و شد نجستا چنان شد کآب را رد کرد حس
- بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر جلال الدین محمد مولویلیک نادر طالب آید کز فروغدر حق او نافع آید آن دروغ
- بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و میگرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیموار کی فرزند را قربان میکرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود میسپرد و امر آمد مصطفی را علیهالسلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فیابراهیم جلال الدین محمد مولویگفت آب دیده نامش بهر چیستبنگری تا که چه دید او و گریست
- بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم جلال الدین محمد مولویآب صافی در گِلی پنهان شدهجان صافی بستهٔ ابدان شده
- بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی جلال الدین محمد مولویچشمها پر آب کرد آن دم غلامشد فراموشش ز خواجه وز مقام
- بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن جلال الدین محمد مولویباز وحی آمد که در آبش فکنروی در اومید دار و مو مَکَن
- بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست جلال الدین محمد مولویآب بارانست ما را در سبوملکت و سرمایه و اسباب تو
