جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۸۲ نتیجه برای «لب» با فیلتر مولانا، غزل · صفحهٔ ۱ از ۹۹
- غزل شمارهٔ ۹۶ جلال الدین محمد مولویلب را تو به هر بوسه و هر لوت میالاتا از لب دلدار شود مست و شکرخا
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ جلال الدین محمد مولویمن رسیدم به لب جوی وفادیدم آن جا صنمی روح فزا
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ جلال الدین محمد مولویمن خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشانمن بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ جلال الدین محمد مولویسرکه هفت ساله را از لب او حلاوتیخاربنان خشک را از گل او طراوتی
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ جلال الدین محمد مولویتشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدستبر سر گنج گدا بین که چه پر تاب شدست
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ جلال الدین محمد مولوینیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمرخسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ جلال الدین محمد مولویاز لب یار شکر را چه خبروز رخش شمس و قمر را چه خبر
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ جلال الدین محمد مولویگر لب او شکند نرخ شکر میرسدشور رخش طعنه زند بر گل تر میرسدش
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۳ جلال الدین محمد مولویاگر سزای لب تو نبود گفته منبرآر سنگ گران و دهان من بشکن
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۴ جلال الدین محمد مولویسیر نیم سیر نی از لب خندان توای که هزار آفرین بر لب و دندان تو
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ جلال الدین محمد مولویای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنیوی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ جلال الدین محمد مولویگویم سخن لب تو یا نیای لعل لب تو را بها نی
