جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۳۷ نتیجه برای «چشم» با فیلتر دیوان شمس (مولانا) · صفحهٔ ۱ از ۹۵
- رباعی شمارهٔ ۲۸۳ جلال الدین محمد مولویچشم تو ز روزگار خونریزتر استتیر مژهٔ تو از سنان تیزتر است
- رباعی شمارهٔ ۶۳۱ جلال الدین محمد مولویچشم تو هزار سحر مطلق داردهر گوشه هزار جان معلق دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰ جلال الدین محمد مولویچشم تو بهر غمزه بسوزد مستیگر دلبندی هزار خون کردستی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱ جلال الدین محمد مولویچشم مستت ز عادت خماریافغان که نهاد رسم تنها خواری
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ جلال الدین محمد مولویچشم بگشا جانها بین از بدن بگریختهجان قفس را درشکسته دل ز تن بگریخته
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ جلال الدین محمد مولویچشمها وا نمیشود از خوابچشم بگشا و جمع را دریاب
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ جلال الدین محمد مولویچَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان استماه اَز او، چَشْم گِرِفْتهست و فَلَک، لَرْزان است
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ جلال الدین محمد مولویچشم از پی آن باید تا چیز عجب بیندجان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۰ جلال الدین محمد مولویچشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قالدارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ جلال الدین محمد مولویچشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برمپیش آن عید ازل جان بهر قربان می برم
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ جلال الدین محمد مولویچشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنینی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ جلال الدین محمد مولویچشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسدحسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد
