غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب

چشم بگشا و جمع را دریاب

۱

بنگر آخر که بی‌قرار شدست

چشم در چشم خانه چون سیماب

۲

گشت شب دیر و خلق افتادند

چون ستاره میانه مهتاب

۳

هم سیاهی و هم سپیدی چشم

از می خواب هر دو گشت خراب

۴

جمله اندیشه‌ها چو برگ بریخت

گرد بنشست بر همه اسباب

۵

عقل شد گوشه‌ای و می‌گوید

عقل اگر آن تست هین دریاب

۶

بنگی شب نگر که چون دادست

جمله خلق را از این بنگاب

۷

چشم در عین و غین افتادست

کار بگذشت از سؤال و جواب

۸

آن سواران تیزاندیشه

همه ماندند چون خران به خلاب

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاب۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خوابدریاب
  2. شدستسیماب
  3. افتادندمهتاب
  4. چشمخراب
  5. بریختاسباب
  6. می‌گویددریاب
  7. دادستبنگاب
  8. افتادستجواب
  9. تیزاندیشهخلاب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.