جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷ نتیجه برای «دوست» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیچو برق تیغ بر اعدای او زبانه زندزبان دوست به صد زینهار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید عبید زاکانی«بعد از این دست ما و دامن دوستپس از این گوش ما و حلقهٔ یار»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیهمیشه شیر فلک آرزوی آن داردکه با سگان درت دوستی کند بنیاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان عبید زاکانیچکان ز تیغ تو خون عدوست پنداریمگر که قطرهٔ خون میچکد ز قطر سحاب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجهان به کام تو و دوستان جاه تو بادکه دشمنان ترا تیر چرخ قربان کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه شیخ ابواسحق اینجو گوید عبید زاکانیبندگانش ملک گیر و چاکرانش ملکبخشدوستانش کامران ودشمنانش خاکسار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیگشاده زهرهٔ زهرا به ناز چهرهٔ سعدبه دوستی نظر افکنده سوی او بهرام
