جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۳ نتیجه برای «صد» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۵
- شمارهٔ ۱۰ - در عبرت عبید زاکانیای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمنهیچ دانی که سحرگاه چرا میخندد
- رباعی شمارهٔ ۱۲ عبید زاکانیهر چند بهشت صد کرامت داردمرغ و می و حور سرو قامت دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰ عبید زاکانیدارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتابنازکتر از گلِ تر و خوشبوتر از گلاب
- شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی عبید زاکانیسهو است ترا ای جان اندیشه از این به کننون را صد و شش خوانی لیکن صدوده باشد
- غزل شمارهٔ ۹ عبید زاکانیاگر صد رهت بشکند روزگارمکن از خسان مومیائی طلب
- رباعی شمارهٔ ۱۶ عبید زاکانیآن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهادصد داغ جفا بر دل عشاق نهاد
- غزل شمارهٔ ۵۳ عبید زاکانیمبر نیرنگ و دستان پیش او کوبه صد نیرنگ و دستانت بسوزد
- شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیمدت عمر تو چندانکه پیاپی صد بارجرم خورشید جهانگرد به جوزا برسد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیهر امیدی که داری از یزدانده صد و صد هزار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۴۴ عبید زاکانیبا او دمی وصال به صد لابه سالهاتقریر میکنیم و مقرر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۴۷ عبید زاکانیزنده کند مردهٔ صد ساله راباد چو بر گل گذرد بامداد
- غزل شمارهٔ ۵۶ عبید زاکانیبه صد جمال درآمد عروس گل به چمنصباش دامن گلگون غلاله بردارد
