جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۴ نتیجه برای «یکی» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۲
- شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید عبید زاکانیچه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما« بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیچو شقهٔ شب عنبر نثار بگشاینددر سراچهٔ نیلی حصار بگشایند
- باب چهارم در عدالت - مذهب منسوخ عبید زاکانیاکابر سلف عدالت را یکی از فضایل اربعه شمردهاند، و بنای امور معاش و معاد بر آن نهادهاند. معتقد ایشان آن بوده که «بالعدل قامت السموات و الارض» و خود مامور «ان الله یامر بالعدل والاحسان»...بداشتندی. بنابراین سلاطین و امرا …
- باب دوم در شجاعت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… دهاند که نفس انسانی را سه قوه متباین است که مصدر افعال مختلف میشود: یکی قوه ناطقه که مبدا فکر و تمییز است؛ دوم قوه غضبی، و آن اقدام بر اهوال و شوق ترفع و تسلط بود، و سوم قوه شهوانی- که آن را بهیمی گویند- و آن مبدأ طلب …
- باب سوم در عفت - مذهب منسوخ عبید زاکانیدر سیر اکابر سلف مطالعه افتاده است که در ازمنه ماضیه عفت را یکی از خصایل اربعه شمردهاند، و در آن فرمودهاند: عفت عبارت است از پاکدامنی؛ و لفظ عفیف بر آن کس اطلاق کردندی که چشم از دیدن نامحرم، و گوش از شنیدن غیبت، و دست …
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانی… میفرمایند که این اخلاق به غایت مکرّر و مجوّف است. هر بیچارهای که به یکی از این اخلاق ردیئه مبتلا گردد، مدة العمر خائب و خاسر باشد، و بر هیچ مرادی ظفر نیابد. خود روشن است که صاحب حیا از همه نعمتها محروم باشد و از اکتسا …
- غزل شمارهٔ ۲۰ عبید زاکانیهزار بوسه ز لب وعده کردهای و یکینمیدهی و مرا زهرهٔ تقاضا نیست
- غزل شمارهٔ ۴۷ عبید زاکانیانده دنیا بگذار ای عبیدتا بتوان زیست یکی لحظه شاد
- باب ششم در حلم - مذهب منسوخ عبید زاکانییکی ناچار گردد قابل کسردو ساکن را چو باشد التقایی
- بخش ۱۷ - جواب گفتن معشوق بقاصد عبید زاکانیبگو لطفی یکی زین کوی برگردچنین تا چند کوبی آهن سرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیفدای خاک در کبریات خواهد بودعبید را نه یکی گر هزار جان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیچه موجبست یکی ثابت و یکی سیارنهان چراست یکی دیگری چرا پیدا
